چگونگی تبدیل محور حق و باطل

دشمنان جهت تغییر این محور به جای نفی امام معصوم به تشویق مردم و اذهان به اطاعت از استکبار روی آوردند و با این حربه توانستند مردم را از ولایت حق جدا سازند.آنچه امروزه در دنیای مدرن رخ می دهد و آنچه امروز زورمدارن و ستمکاران عالم بر آن اصرار می ورزند همین تشویق مردم به اطاعت از رفتارها و فرهنگ ها و داشته های ارایه شده توسط خود است و از این طریق زمینه های بی تفاوتی نسبت به دین و سپس نسبت به شریعت و مناسک دین را دامن می زنند و موجبات تسلط گسترده خویش بر جامعه جهانی و مسلمین را فراهم می آورند.

نگاه ها نسبت به عاشورا

در تحلیل هر حادثه بزرگ مفروضاتی مطرح است که باید در نظر گرفته شود. بطور کلی به حادثه عاشورا از سه منظر نگاه می شود.

اول :دیدگاه سکولارهای مسلمان؛این دسته قایل به این موضع هستند که دین و آنچه دینی ایست مربوط به حوزه شخصی افراد است و بواسطه آن نمی تواند باعث تحول اجتماعی شود. از دیدگاه این دسته انقلاب ها نمی توانند وجهه دینی داشته باشند. نگاه حداقلی این افراد نسبت به دین موجب تمایل آنها به فرهنگ غرب شده است. دین را فاقد رهبری و نظام جمعی می دانند و در همه عرصه های حیات بشر نقش آفرین نمی دانند و راه سعادت بشر را تنها عرضه کردن زندگی می دانند.

دوم:دیدگاه کسانی که معتقد به اسلام در جامعه و اجتماع هستند ولی در عین حال در حال تعامل با دستاوردهای دنیای مدرن می باشند.این افراد به تفکیک غربی ها به دو نوع مثبت و منفی می پردازند و مسیر سعادت بشر را ترکیب دنیای مدرن و دستورات اسلام می دانند.

سوم:دیدگاه افرادی که اسلام را محور ایجاد حیات اسلامی و جدید می دانند. از این دیدگاه بشر در همه حوزه ها نیازمند تعلم انبیاء الهی ایست. هم در زمینه های شخصی و هم در بعد اجتماعی ، بشر و حیات بشری را نیازمند ادیان الهی می دانند.از دیدگاه این افراد سعادت و تعالی انسان در گرو عدم تفکیک حوزه فردی و اجتماعی زندگی ایست. این نیازمندی به ولایت انبیاء همان ولایت حقه است که باید برای حرکت به سمت تمدن دینی به آن معتقد بود و از آن استفاده کرد. ایجاد جامعه موحد تنها با پذیرش این ولایت حقه امکان پذیر است و الگوهای توسعه غربی برای ایجاد جامعه دینی کفایت نمی کند.

حال با این سه دیدگاه مشخص می شود که عاشورا یک عرصه صف و قتال تمام عیار بر محور تغییر مدار است یعنی سیدالشهدا قیام کرد تا زمینه ساز این تغییر محور باشد. اما برای تحقق آن نیازمند دوره ای طولانی مدت است همان طور که شیطاطین و اسکتبار آرام آرام برای زندگی بشر و حتی برای حیات مسلمین دیدگاه خاورمیانه بزرگ و تفکیک کشورهای این حوزه را مطرح می کنند ، سیدالشهدا نیز قیام کرد تا بیان بدارد که همواره جبهه حق و باطل باید در مقابل هم باایستد و راه را برای تحقق سلطه حق در طولانی مدت نشان دادند. آن روز که حضرت حجت ظهور فرمایند ما شاهد این خواهیم بود که محور ولایت و سعادت اجتماع بر مدار حق است و با رجعت ائمه اطهار نور علی نور نیز محقق می شود.

هر تحلیلی از عاشورا که حوزه صف بندی و قتال را از دید انسان خارج کند تحلیل نادرستی ایست. به همین دلیل افرادی که دیدگاهشان نسبت به امام معصوم و نسبت به عاشورا دیدگاه غیر اسلامی ایست همان گونه می شود که بمثل فتنه های سال قبل نماز می خوانند، دین دارند ، بر سیدالشهدا هم گریه می کنند اما ادامه صف قتال و جبهه حق و باطل روز عاشورا را در دنیای امروز و در برخورد تمدنی امروز نمی توانند مشاهده کنند و این تنها به همان دلیل نگاه تمدنی آنها به غرب است.این است که در مواجهه با جبهه ستم یا موضع نمی گیرند یا بر مدار باطل و دشمن حرکت می کنند و این همان عدم شناخت و بصیرت باطن دین است .

نهضت حضرت امام نهضت با انگیزش عاشورایی بود و این به تحلیل امام از دنیای اسلام و حادثه عاشورا باز می گردد. اینکه امام بارها فرمودند که انقلاب ما ادامه قیام سیدالشهداست به همین معنا و مفهوم است.

ولایت مطلقه فقیه ادامه ولایت ائمه است و این یعنی همان باطن دین و اگر مدار فرمانبرداری عوض شود و اولیاء شیطان رهبران جامعه گردند در اینصورت شاهد وقایعی چون عاشورا هستیم که با تکیه بر نفسانیات در برابر ولی حق طغیان می کنند و اقامه باطل در جامعه  صورت می پذیرد.

عاشورا میدان درگیری همه جانبه نسبت به تمام ساحت های انسانی ایست پس در دنیای امروز هم ادامه همان جبهه بندی و صف و قتال باید مشاهده شود. عاشورا تنها معطوف به همان روز نیست بلکه عظمت این واقعه هم در عالم زمینی و هم در عوالم دیگر تاثیر گذار بوده است. دسته ای از مناظر و مناصب عاشورا در عالم بهشت و آخرت است ؛ پس میدان درگیری عاشورا همه عالم ،همه تاریخ و همه عرصه هاست.

انگیزه های عاشورایی باید در افق وسیعتر و در میدان مبارزه حق علیه باطل به کار گرفته شود. کاری که حضرت امام رحمه الله علیه انجام دادند دستاورد به کار گیری صحیح همین انگیزه های عاشورایی بود.

قیام عاشورا و انتظار

همان گونه که بیان شد صف قتال و مبارزه حق و باطل باید در همه زمان ها وجود داشته باشد و این صف بندی مشخص است. آنکه از منظر دین به عاشورا می نگرد اطمینان قلبی دارد که این خونهایی که ریخته شده منتقمی دارد و این نگاه امیدوارنه به جبهه حق و ایمان به حضرت ولی عصر موجب می شود تا انسان مومن همواره در صف بندی جبهه حق و باطل در جبهه حق باشد و هر کس در جبهه حق باشد در خیمه امام زمان است و بنا بر روایات هر کس زیر خیمه امام زمان باشد اگر روز عاشورا هم بود در صف یاران ابی عبدالله قرار می گرفت.اما در بیان جزییات جامعه منتظر باید بیان کنیم که شناخت ولی حق و اهداف او ، همچنین شناخت دشمن و اهداف او ،دلداده نسبت به ولی خدا و اهداف ولی خدا بودن از شرایط جامعه منتظر است که باید دارای موضع و صف بندی نسبت به جبهه باطل باشد.

ضعف در هر یک از مواضع موجب عدم رسیدن به اهداف می شود و اهم موضاعات در این موارد ایجاد یک حکومت دینی ایست که تنهادر سایه تشکیل یک حکومت دینی می توان امیدوارانه تر به مسائل نگریست. تشکیل جبهه حق که با حکومت دینی سازماندهی شده است موجب بیداری اسلامی و احیای توحید و معنویت در جهان می شود و به انتظار تحقق اصول در جامعه منجر خواهد شد.

لذا اهمیت همین موضوع است که موجب می شود رهبر کبیر انقلاب بارها متذکر شوند که حفظ نظام از اهم واجبات است. آنچه از مطالب گفته شده بر می آید ان است که اگر بینش و درک حقیقی از باطن دین صورت پذیرفت و تحلیل ها بر مینای درست و بر مدار حق بود هیچگاه شاهد بروز فتنه ها نخواهیم بود اما آنچه امروز در جامعه جهانی حکمفرماست این است که همان هایی که روز عاشورا مقابل امام حسین (ع) ایستادند امروز نیز به عظمت کار ملت ایران پی برده اند و بر بیداری این ملت آگاه شده اند لذا با آگاهی کامل از مختصات انقلاب به مبارزه همه جانبه با جبهه حق روی آورده اند اما راه هایی تقابل رو در رو از منظر آنان بدون نتیجه بوده است لذا کوشیده اند تا با اختلاط حق و باطل و جلوه دادن باطل به عنوان حقیقت، جامعه را دچار تفرقه و رویارویی با هم کنند.حال با مختصر مطالب یادآور شده به وقایع رخ داده در عصر حاضر و فتنه های دامن گیر جامعه اسلامی می پردازیم.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ توسط محمد اسماعیل بخشی سورکی